دفتر مرجع عالیقدر آقای اسدالله بیات زنجانی Latest سوالات

سئوال: فرض مسئله: احمد و فاطمه، در فروردین ۱۳۸۰ در محیط دانشگاه با هم آشنا شده اند و پس از طی یک سلسله صحبتهای مقدماتی، تصمیم به ازدواج دائم می گیرند اما قرار می گذارند همزمان با اتمام دوره دانشجویی(خرداد ۱۳۸۱) عقد نکاح را به صورت شرعی و محضری منعقد کنند. در این فاصله این دو با هم رفت و آمدهایی دارند و با هم به تفریح می روند. از طرفی احمد حتی در نگاه کردن هم مقید به مسائل مذهبی است و به فاطمه پیشنهاد می دهد با توجه به باکره بودن فاطمه، پس از استیذان از پدرش برای این مدت به صیغه موقت همدیگر درآیند اما فاطمه به دلیل عرف مرسوم امروزی با این صیغه مخالفت می کند. پس از این مخالفت، احمد به نحو فضولی یک صیغه متعه برای خود و فاطمه برای این مدت می خواند و برای آن مهریه ای قرار می دهد(مقدار مهریه هم به نحو فضولی است) و در این مدت، احمد گاهی به صورت و چند تار موی فاطمه نگاههایی می کند و در خود احساس ریبه می کند و احمد در اردیبهشت ۱۳۸۱فاطمه را در جریان این صیغه متعه فضولی و مهریه فضولی قرار می دهد و فاطمه هم این متعه را تنفیذ می کند. سوالها: نگاه احمد در مدت متعه به موهای فاطمه مصداق کدامیک از احکام تکلیفی است؟ اگر فاطمه اصل متعه را تنفیذ کند ولی مهریه را تنفیذ نکند مهریه چه تکلیفی پیدا می کند؟ اگر در فرض سوال، احمد در شهریور ۱۳۸۰ صیغه متعه را بخواند و در موقعی که می گوید: “زوجت فاطمه لنفسی فی المده المعلومه علی المهر المعلوم” در نیت خود مدت معلومه را از فروردین ۸۰ تا خرداد۸۱ بداند(یعنی زمان انشای صیغه موخر بر زمان معلوم شده برای عقد باشد) اولاً حکم صیغه فوق چیست؟ و ثانیا سوالهای ۱ و ۲ در این فرض چه پاسخی دارند؟

سئوال: سلام؛ یک سوال خیلی مهم دارم، اگه می شه به من جواب بدید، چون خیلی دوست دارم بدونم اسلام دین راستی و درستی است. با توجه به آیۀ(نساء/۲۴): وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا (نساء/۲۴) و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنهائی که مالک (آنها در جنگ) شده‏اید، اینها احکامی است که الله بر شما مقرر داشته و زنان دیگر غیر از اینها (زنانی که در جنگ به غنیمت گرفته اید) در صورتی برای شما حلال است که با اموال خود آنها را اختیار کنید در حالی که پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمائید, پس هنگامی که از آنها بهره بردید، واجب است که مزد آنها را بپردازید و گناهی بر شما نیست نسبت به آنچه با یکدیگر توافق کرده‏اید بعد از تعیین مهر، الله دانا و حکیم است. به این آیه و آیه ۲۵ سوره نساء که دقت کنید، اینطور به نظر می رسد که این آیه وحشی گری و توحش اعراب را به نمایش گذاشته و اینطور به نطر می رسد که قرآن به حقوق انسان ها احترام نگذاشته است. خواهش می کنم حتماً به من پاسخ دهید.